سرخط خبرها

چه کنم راه رسیدن به خدا مسدود است…

شعر,عاشق

 

هی نگو حوصله کن ؛ فرصت من محدود است

ای اجل دست بجنبان و نگو که زود است

این همه مهلت بیهوده به کافر دادن

این همه پند و نصیحت شدنم بیهودست

نه امیدی به مسلمان شدن من باقیست

نه امیدی به نویدی که خدا فرمودست

اختیاری که به من داده ز من سلب شده

از همان روز ازل قسمت من این بودست

من به راه کج و بی راهه گرفتار شدم

چه کنم راه رسیدن به خدا مسدود است

توبه از گرگی شنیدیم که چوپان شده است

گوسفندان به خدا توبه ی او مردود است

من به دینی که تو داری به خدا مشکوکم

تو که دستت به جدا کردنمان آلودست

گردن از چوبه ی اعدام تو را می خواهد

ای اجل دست بجنبان و نگو که  زود است

راستی! اپلیکیشن مجله مراحم را روی تلفن همراه خود نصب کنید و مطالب سایت را سریع تر دریافت کنید (اینجا را کلیک کنید)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

(گل) 
(شکلک) 
(بی تقصیر) 
(ماااچ) 
(دلشکسته) 
(تعجیب) 
(عصبانی) 
(پز) 
(گریه) 
(خنده) 
(مارو گرفتی؟) 
(خنده زیاد) 
(عینک) 
(بغض) 
(هیس) 
(قهر) 
(خمیازه) 
(تمایل) 
(چونه خاروندن) 
(تشویق) 
(شاکی بودن) 
(آه) 
(زبون) 
(کلاه) 
(بای بای) 
(دراز شدن دماغ) 
(مو کندن) 
(نگاه) 
(سوال) 
(سوت) 
(دلخور) 
(غمگین) 
(چشمک) 
(خجالتی) 
(تماشا) 
(مسخره) 
(عشق) 
(شادی) 
(لایک) 
(ضایع شدن)