سرخط خبرها

گوزنی بر چشمه ای رفت تا آب بنوشد…

گوزنی بر چشمه ای رفت تا آب بنوشد...

 

گوزنی بر چشمه ای رفت تا آب بنوشد.
عکس خودش را در آب دید.پاهایش باریک و کوتاه بنظرش آمد و غمگین شد.
اما شاخ های بلند و قشنگش را که دید شادمان و مغرور شد.
در همین حین چند شکارچی قصد او کردند.
گوزن گریخت و چون چالاک میدوید، صیادان به او نرسیدند.
اما وقتی به جنگل رسید،شاخ هایش به شاخه درخت گیر کرد.
صیادان سر رسیدند و او را گرفتند. گوزن چون گرفتار شد با خود گفت:
دریغا پاهایم که از آنها ناخشنود بودم و نجاتم دادند،اما شاخ هایم که به زیبایی آنها می بالیدم،گرفتارم کردند.

چه بسا گاهی از چیزهایی که ناشکر و گِله مندیم،پله صعودمان باشد و چیزهایی که به آنها مغروریم مایه سقوطمان…!!!

راستی! اپلیکیشن مجله مراحم را روی تلفن همراه خود نصب کنید و مطالب سایت را سریع تر دریافت کنید (اینجا را کلیک کنید)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

(گل) 
(شکلک) 
(بی تقصیر) 
(ماااچ) 
(دلشکسته) 
(تعجیب) 
(عصبانی) 
(پز) 
(گریه) 
(خنده) 
(مارو گرفتی؟) 
(خنده زیاد) 
(عینک) 
(بغض) 
(هیس) 
(قهر) 
(خمیازه) 
(تمایل) 
(چونه خاروندن) 
(تشویق) 
(شاکی بودن) 
(آه) 
(زبون) 
(کلاه) 
(بای بای) 
(دراز شدن دماغ) 
(مو کندن) 
(نگاه) 
(سوال) 
(سوت) 
(دلخور) 
(غمگین) 
(چشمک) 
(خجالتی) 
(تماشا) 
(مسخره) 
(عشق) 
(شادی) 
(لایک) 
(ضایع شدن)