داستانک: سگ علف خوار

داستانک: سگ علف خوار

 

میگویند: روزی سگی داشت در چمن علف میخورد . سگ دیگری از کنار چمن گذشت . چون این منظره را دید ایستاد. (آخر ندیده بود سگ علف بخورد)
ایستاد و با تعجب گفت: ” اوی ! تو کی هستی ؟ چرا علف میخوری؟ “
سگی که علف می خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت:
” من؟ من سگ قاسم خان هستم! “
اون یکی سگ پوز خندی زد و گفت:
– ” سگ حسابی ! تو که علف می خوری ؛ دیگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز یک چیزی؛ حالا که علف می خوری دیگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش!

✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان: