بایگانی برچسب: حکایت های آموزنده

حکایت جنگ مار با اره

حکایت جنگ مار با اره,یک شب مار بزرگی برای پیدا کردن غذا وارد دكان نجاری شد، عادت نجار اين بود كه موقع ترک کارگاه وسايل كارش را روي ميز بگذارد. آن شب، نجار اره اش را روی ميز گذاشته بود.همينطور كه مار گشت....

ادامه نوشته »

حکایت: خیر است انشالله

حکایت,حکایت های آموزنده,حکایت های زیبا,داستان های کوتاه,حکایت های زیبا

حکایت آموزنده , در یک روستا ، خانواده ای چادر نشین ، در بیابان زندگی می کردند . آنها علاوه بر تعدادی گوسفند ، یک خروس و یک الاغ و یک سگ داشتند . خروس آنها را برای نماز بیدار می کرد ، الاغ ، وسایل زندگی آنها را حمل می کرد ، و ...

ادامه نوشته »