بایگانی برچسب: حکایت های زیبا

حکایت هسته زردآلو

مردی حاشیه خیابون بساط پهن کرده بود، زردآلو هر کیلو 2000 تومن، هسته زردآلو هرکیلو 4000 تومن. یکی پرسید چرا هسته اش از خود زردالو گرونتره؟؟؟ فروشنده گفت چون عقل آدم رو زیاد میکنه. مرد كمي فكر كردُ گفت...

ادامه نوشته »

حکایت: خیر است انشالله

حکایت,حکایت های آموزنده,حکایت های زیبا,داستان های کوتاه,حکایت های زیبا

حکایت آموزنده , در یک روستا ، خانواده ای چادر نشین ، در بیابان زندگی می کردند . آنها علاوه بر تعدادی گوسفند ، یک خروس و یک الاغ و یک سگ داشتند . خروس آنها را برای نماز بیدار می کرد ، الاغ ، وسایل زندگی آنها را حمل می کرد ، و ...

ادامه نوشته »

داستانک: مرد بینا و نابینا

حکایت,حکایت های زیبا,داستان زیبا,حکایت مرد نابینا,حکایت مرد نابینا و مرد بینا,داستانهای جالب,داستان های اموزنده,داستان درباره فساد مالی,داستان درباره خیانت

فردی با یک مرد نابینا هم اتاق شدند و قرار شد که تا وقتی که در کنار هم زندگی میکنند با یکدیگر صادقانه رفتار کنند. درب یخچال را باز کردند و سبدی گیلاس آوردند تا بخورند اما بعد از دقایقی...

ادامه نوشته »