سرخط خبرها

بایگانی برچسب: حکایت های زیبا

حکایت هسته زردآلو

مردی حاشیه خیابون بساط پهن کرده بود، زردآلو هر کیلو 2000 تومن، هسته زردآلو هرکیلو 4000 تومن. یکی پرسید چرا هسته اش از خود زردالو گرونتره؟؟؟ فروشنده گفت چون عقل آدم رو زیاد میکنه. مرد كمي فكر كردُ گفت...

توضیحات بیشتر »

حکایت: خیر است انشالله

حکایت,حکایت های آموزنده,حکایت های زیبا,داستان های کوتاه,حکایت های زیبا

حکایت آموزنده , در یک روستا ، خانواده ای چادر نشین ، در بیابان زندگی می کردند . آنها علاوه بر تعدادی گوسفند ، یک خروس و یک الاغ و یک سگ داشتند . خروس آنها را برای نماز بیدار می کرد ، الاغ ، وسایل زندگی آنها را حمل می کرد ، و ...

توضیحات بیشتر »

زمستان و رئیس بی تجربه سرخ‌پوست ها (داستانک)

مجله مراحم

پائيز بود و سرخپوست ها از رئيس جديد قبيله پرسيدند كه زمستان پيش رو سرد خواهد بود يا نه. از آنجايي كه رئيس جديد از نسل جامعه مدرن بود از اسرار قديمي سرخپوست ها چيزي نياموخته بود. او با نگاه به آسمان نمي توانست تشخيص دهد زمستان چگونه خواهد بود. …

توضیحات بیشتر »