بایگانی برچسب: داستانک

وزیر زیرک و مردم ساده لو (داستانک)

وزیر زیرک و مردم ساده لو داستان وزیر زیرک و مردم ساده لو   گویند روزی پادشاهی از دست وزیر خود عصبانی شد و دستور داد او را به زندان اندازند. مدت‌ها گذشت شرایط جوری شد که وضعیت اقتصادی کشور رو به وخامت رفت. به خاطر مشکلات اقتصادی مردم از …

ادامه نوشته »

داستانک: خروپف پیرزن

زن و شوهر پیری با هم زندگی می کردند. پیر مرد همیشه از خروپف همسرش شکایت داشت و پیر زن هرگز زیر بار نمی رفت و گله های شوهرش رو به حساب بهانه گیری های او می گذاشت. این بگو مگوها همچنان ادامه...

ادامه نوشته »

دوست داشتن های تاریخ گذشته

هنوز آن شب را خوب به خاطر دارم ‌ از خوشحالی خوابم نمی برد چند هفته ای بود که دلم پشت ویترین یک‌دوچرخه فروشی جا مانده بود برعکس تمام دوستانم هیچ علاقه ای به دوچرخه سواری نداشتم ولی آن دوچرخه...

ادامه نوشته »

حکایت: فرعون و شیطان

فرعون پادشاه مصر ادعای خدایی میکرد. روزی مردی نزد او آمد و در حضور همه خوشه انگوری به او داد و گفت: اگر تو خدا هستی پس این خوشه را تبدیل به طلا کن. فرعون یک روز از او فرصت ...

ادامه نوشته »

داستانک: پیدا کردن بادکنک ها

داستانک: پیدا کردن بادکنک ها, در سمیناری به حضار گفته شد اسم خود را روی بادکنکی بنویسید همه اینکار را انجام دادند و تمام بادکنک ها درون اتاقی دیگر قرار داده شد اعلام شد که هر کس بادکنک خود را ظرف 5 دقیقه...

ادامه نوشته »