بایگانی برچسب: داستان طنز

داستان زیرکی زنان

مردی در کنار چاه زنی زیبا دید، از او پرسید: زیرکی زنان به چیست؟ زن داد و فریاد کرد و مردم را فراخواند! مرد که بسیار وحشت کرده بود پرسید: چرا چنین میکنی؟ من که...

ادامه نوشته »

داستانک: مرد حقه باز و آرایشگر

ﻳﻚ ﺭﻭﺯ ﻣﺮﺩﯼ ﺩﺳﺖ ﺑﭽﻪ ﺍﻱ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺎﻩ ﺑﺮﺩ. ﺑﻪ ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ ﮔﻔﺖ : ﻣﻦ ﻋﺠﻠﻪ ﺩﺍﺭﻡ، ﺍﻭﻝ ﺳﺮ ﻣﺮﺍ ﺑﺘﺮﺍﺵ ، ﺑﻌﺪ ﻫﻢ ﻣﻮﻫﺎﻱ ﺑﭽﻪ ﺭﺍ ﺑﺰﻥ . ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ ﺳﺮ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺗﺮﺍﺷﻴﺪ . ﻣﺮﺩ ﺑﻪ ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ...

ادامه نوشته »

سه تا رفیق با هم میرن رستوران (طنز)

  سه تا رفیق با هم میرن رستوران ولی بدون یه قرون پول .هر کدومشون یه جایی میشینن و یه دل سیر غذا میخورن و اولی میره پای صندوق و میگه : ممنون غذای خوبی بود این بقیه پول مارو بدین بریم . صندوقدار : کدوم بقیه آقا ؟ شما …

ادامه نوشته »

کلاغی که عاشق شده

یه روزی آقـــای کـــلاغ، یا به قول بعضیا جناب زاغ رو دوچرخه پا می‌زد، رد شدش از دم باغ یه روزی آقـــای کـــلاغ، یا به قول بعضیا جناب زاغرو دوچرخه پا می‌زد، رد شدش از دم باغ پای یک درخت رسید، صدای خوبی شنید نگاهی کرد به بالا، صاحب صدا …

ادامه نوشته »