بایگانی برچسب: داستان های جالب

حکایت: سنگ های حسرت

سنگهای حسرت

داستان های زیبا,داستان اموزنده سنگ های حسرت زندگی,گروهی در حال عبور از غار تاریکی بودند که سنگهایی را زیر پایشان احساس کردند. بزرگشان گفت: اینها سنگ حسرتند

ادامه نوشته »

داستانک: دزدان بانک

در يک دزدی بانک در گانک ژو چين دزد فرياد کشيد: « همه شما در بانک، حرکت نکنيد. پول مال دولت است و زندگی به شما تعلق دارد. » همه در بانک به آرامی روی زمين دراز کشيدند. اين «شيوه تغيير تفکر» نام ...

ادامه نوشته »

حکایت: فرعون و شیطان

فرعون پادشاه مصر ادعای خدایی میکرد. روزی مردی نزد او آمد و در حضور همه خوشه انگوری به او داد و گفت: اگر تو خدا هستی پس این خوشه را تبدیل به طلا کن. فرعون یک روز از او فرصت ...

ادامه نوشته »