بایگانی برچسب: قصه های جالب

داستانک: دزدان بانک

در يک دزدی بانک در گانک ژو چين دزد فرياد کشيد: « همه شما در بانک، حرکت نکنيد. پول مال دولت است و زندگی به شما تعلق دارد. » همه در بانک به آرامی روی زمين دراز کشيدند. اين «شيوه تغيير تفکر» نام ...

ادامه نوشته »

داستان کوتاه کاروان عروس

چشمهایم را که دکتر معاینه کرد لب و لوچه ای بالا انداخت و گفت: عجب! این چشمهای شما خیلی عجیبه!آنچه خوبان همه دارند توهمه رو یکجا داری ! توی دلم غنج زدم وگفتم بالاخره ما هم یه چیزیمون با همه فرق کرد ! دکتر ادامه داد که: این چشمهای مست …

ادامه نوشته »