سرخط خبرها

بایگانی برچسب: حکایت زیبا

حکایت حاکم و هندوانه

ميگويند حاكمي در سفري با خود هندوانه اي داشت بعد از مدتي حركت تشنگي توان او را بريد لذا هندوانه را از ميان دو نيم كرده و نصف آنرا تماما خورد بقيه را در سايه سنگي گذارد و بخود گفت....

توضیحات بیشتر »

حکایت: توصیف تقوا

شاگردی از عابدی پرسید تقوا را برایم توصیف کن؟ عابد گفت: اگر در زمینی که پر از خار و خاشاک بود مجبور به گذر شدی چه می کنی؟ شاگرد گفت: پیوسته مواظب هستم و با احتیاط راه می روم تا خود...

توضیحات بیشتر »