سرخط خبرها

بایگانی برچسب: داستانهاي كوتاه

باید از نو شروع کرد…

رفتم نشستم کنارش گفتم : برای چی نمیری گُلات رو بفروشی ؟گفت : بفروشم که چی ؟ تا دیروز می فروختم که با پولش آبجی مو ببرم دکتر دیشب حالش بد شد و مُرد.با گریه گفت : تو می خواستی گُل بخری ؟گفتم : بخرم که چی ؟تا دیروز می …

توضیحات بیشتر »