سرخط خبرها

بایگانی برچسب: داستانهای جالب

داستانک: معامله با خدا

روزی یک کشتی پراز عسل در ساحل لنگر انداخت وعسلها درون بشکه بود وپیرزنی آمد که ظرف کوچکی همراهش بود و به بازرگان گفت : از تو میخواهم که این ظرف را پر از عسل کنی که تاجر نپذیرفت وپیرزن ...

توضیحات بیشتر »

درسی که پسر به پدر ثروتمندش داد (داستانک)

مجله مراحم: روزی مرد ثروتمندی ، پسر بچه کوچکش را به یک ده برد تا به او نشان دهد مردمی که در آن جا زندگی می کنند چقدر فقیر هستند و قدر موقعیتش را بداند. آن ها یک شبانه روز را در خانه محقر یک روستایی به سر بردند . …

توضیحات بیشتر »