سرخط خبرها

بایگانی برچسب: داستان های پند آموز

داستان کوتاه کاروان عروس

چشمهایم را که دکتر معاینه کرد لب و لوچه ای بالا انداخت و گفت: عجب! این چشمهای شما خیلی عجیبه!آنچه خوبان همه دارند توهمه رو یکجا داری ! توی دلم غنج زدم وگفتم بالاخره ما هم یه چیزیمون با همه فرق کرد ! دکتر ادامه داد که: این چشمهای مست …

توضیحات بیشتر »