سرخط خبرها

بایگانی برچسب: داستان های کوتاه برای کودکان

داستان کوتاه کاروان عروس

01dbbe660b01

چشمهایم را که دکتر معاینه کرد لب و لوچه ای بالا انداخت و گفت: عجب! این چشمهای شما خیلی عجیبه!آنچه خوبان همه دارند توهمه رو یکجا داری ! توی دلم غنج زدم وگفتم بالاخره ما هم یه چیزیمون با همه فرق کرد ! دکتر ادامه داد که: این چشمهای مست …

توضیحات بیشتر »

داستان کوتاه یک روز قشنگ

bf85bd69af01

حسن با ناراحتي در كوچه ايستاده بود و به دمپايي كهنه اش نگاه مي كرد. او علاقه ي زيادي به فوتبال در زمين خاكي محله شان داشت ولي نمي توانست از اين لذت برخوردار باشد، چرا كه پدرش پولي براي خريد يك جفت كفش ورزشي نداشت. بعضي مواقع كه پابرهنه فوتبال بازي مي كرد، با پاي زخمي به خانه مي آمد، حتي گاهي هم مي شد كه دوستانش به دليل نداشتن كفش مناسب با او بازي نمي كردند.

توضیحات بیشتر »