لطیفه های جدید و عکس‌های خنده دار (سری ۱۷۴)

۱. داشتم اتاقمو جاروبرقی میکشیدم و در حینش ، آهنگم گوش میکردم
هندزفری تو گوشم ، ولوم بالا و شروع کردم با جدیت تمام جارو کشیدن
بعد ۵ دقیقه مامانم زد رو شونم
هندزفری رو در آوردم گفتم جانم مامان؟
گفت لااقل جارو رو روشن کن میمون

۲. اومدم خونه عمم …….
مامانم زنگ زده میگه:
یه سوال میپرسم تابلو نکن فقط با آره یا نه جواب بده باشه؟؟؟؟؟
میگم باشه. میگه اونجا چه خبره؟؟؟؟؟؟
 به نظر شما بگم اره یا نه!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟

۳. اگه شانس ماس که در پيري هم بايد حرمت موهاي مشکي رو نگه داريم.

۴. جمله “داداش، آتيش داري” در رتبه دوم ابزارهاي مشترک برقراري ارتباطات انساني در بين جامعه مذکر قرار ميگيرد.

پژو ۲۰۶ پر از دلنوشته

پژو 206 با نوشته های احادیث,پژو 206 روزنامه ایی

۵. بابا من تو کامپيوتر هم يه فايل رو کات ميکنم دو روز ناراحتم، چجوري هر هفته رابطه کات ميکنيد يه جديدشو شروع ميکنيد؟

۶. برادران رايت بهشون ميومد تو کار پخش و توزيع سي دي و فيلم باشن تا ساخت هواپيما.

۷. گلزار گفته ابد و يک روز قابل باور نيست يکي کامنت گذاشته آره دوتا خواهر پولدار که يه پسر خودشو جاي دوتا برادر پيششون جا مي‌زنه باورکردنيه :))

۸. آدما به بچه هاشون ميگن: وفارو از سگ، نجابت از اسب ياد بگير. گاوا به بچه هاشون ميگن گاو بودنُ از موتور سواراي ايراني ياد بگير.

عکس دیده نشده از شاخ های اینستاگرام و ملکه های ایران در دنیای واقعی

دختر پشت وانت

۹. سامسونگ نبايد مهندساي پاکستاني رو استخدام ميکرد هرچند که خبره و شماره يک باشن تو طراحي گوشي،  ولي اينا يه عشق به انفجار دروني تو خونو ژنشونه.

۱۰. آمارگيري که ساعت ۷ صبح مياد آمار بگيره رو باس با سنگ زد.

۱۱. ‏همين الان که ارتباط ايران با اينترنت بين الملل قطع شده، زنگ بزن شرکت اينترنتي که اشتراک داري بازم ميگه مشکل از مودمه،خاموش روشن کن درست ميشه.

۱۲. اگه برم خواستگاري و بپرسن چه توانايي خاصي داري ميگم جزء معدود افرادي هستم که ميدونم کجا بايد ايستاد که مترو وقتي مياد در رو به روم باز بشه.

عکس ۵۰ سالگی نیکی کریمی و ۵۰ سالگی من

عکس 50 سالگی نیکی کریمی

۱۳. خواستم بحث زن گرفتنو باز کنم: به مامانم ميگم بزرگيترين آرزوت براي من چيه؟ ميگه اون گوشيت بسوزه! قبلانا ميگفتن عروسيت.

۱۴. ‏در نامه اي به پسرم خواهم نوشت: پسرم، وقتي چراغ قرمزه يا ترافيکه بوق نزن. با بوق زدن مسير باز نميشه حمال. بوق نزن بيشعور. با تشکر، پدرت.

۱۵. ‏ديگه وقتشه مامان بابام برن برا خودشون خونه بگيرن. تا کي ميخوان اينجا با من زندگي کنن؟

۱۶. تو وضعيت الانم تنها چيزي که ميتونه حالمو خوب کنه”عشقه”… البته پول هم نوعي عشق محسوب ميشه.

اینم از تکنولوژی جدید در بیمارستان های ما

سرم آویزان شده به پا

۱۷. مامانمو ول كنى منم تيكه تيكه ميكنه ميندازه تو ترشى ميگه عاليى ميشه، حالا وايسا.

۱۸. خدا تومن خرج برنزه کردن و بلوند کردن و ناخن و تاتوي ابرو و بدنت ميکني خيلي هم عالي يه مسواکم خب بزن لعنتي ميخندي پرچم اسپانيا رو تداعي نکني.

۱۹. زندگي واقعي رو کوآلاها ميکنند. هميشه خدا يه شاخه بغل کردند خوابند هيچ پلني ام واسه هيچ جاي زندگي ندارند جز اينکه فردا رو کدوم شاخه بخوابم.

۲۰. واسه درمان بي خوابي الکي قرص نخوريد، کتاب عربي سال دوم دبيرستانو باز کني و نگاش کني مغزت درجا دستور shut down رو صادر ميکنه.

 

چنين گفت بيرانوند پاکزاد
تن من مباد و پرسپوليس باد …

چنين گفت بيرانوند پاکزاد

۲۱. اينايي که توي راهپيمايي رديف اول حرکت ميکنن  همونايين که تو عروسيا کنار ارگ واميسن که تو فيلم بيفتن.

۲۲. يه آهنگ شجريان پلي کردم بعد از ?? دقيقه پيش درآمد با وساطت مامور پاسگاه و چارتا از ريش سفيدا بالاخره رضايت داد شروع کرد به خوندن.

۲۳. ‏حالا باز خوب شد به بهونه ي بيو ي اينستاگرام يه سري ها رفتن تحقيق کردن اسم رشته هاشون به انگليسي رو فهميدن.

۲۴. گنجشک بودن خيلي خوبه، روزي يدونه کرم و دوتا مگس ميخوري سير ميشي بعد ميري رو سيم برق ميشي خرابکاري ميکني رو مردم هار هار ميخندي بهشون. 

از بچگی آرزوم به دست آوردن اینا بود:

زندگی ایده آل

ولی اخرش اینا رو به دست آوردم

عکس خنده دار,وانت

۲۵. به بابام گفتم برام ساندويچ کالباس بگيره رفته سوسيس گرفته. ميگم چرا سوسيس گرفتي ميگه گربه گربه س ديگه بخور.

۲۶. تيکه انداختن به دخترا از قرن‌ها پيش مرسوم بوده نمونش اونجا که مولانا با دوستاش ميره دختربازي و دختري رو ميبينه ميگه؛ دلاراما، چنين زيبا چرايي؟

۲۷. خدايا امروز يه مقدار سرد بود من تصميم گرفتم فردا با کاپشن برم بيرون از خونه، گفتم که يادت نره فردا رو گرم ترين روز تو صد سال اخير قرار بدي.

۲۸. يارو ژيمناسته ۵ متر ميپره بالا بعدش ۸ تا ملق ميزنه و رو پاهاش صاف وايميسته، ما يه پامونو مياريم بالا جوراب پامون کنيم ده بار ميخوريم در و ديوار.

بعد بگید توی ایران آزادی نیست

عکس خنده دار

۲۹. يارو تو بيو اينستاش نوشته، قد ۱۷۰؛ وزن ۶۰؛ هيكل فيتنس؛ انگار رفتي گوسفند زنده بخري!

۳۰. امروز يه دختر خيلي خوشگلي رو ديدم که ميکسي بود از باباي روس و مامان ايرانيش. و البته رميکسي از دي جي Dr. abbasi فوق تخصص جراحي زيبايي.

۳۱. معلمه ميگفت يه بار به مادر بچه گفتم خانوم باهاش کار کنيد درسش ضعيفه، گفت عوضش مودبه بچم. بچه هه گفت مامان نميخواد از من دفاع کني بذار زر بزنه.

۳۲. ‏اسم اون بيمارى كه چوب بستنى رو تا تجزيه شدنش تو دهنت نگه ميدارى چيه؟؟

 

اینم از کیک تولد من

کیک صابون گلنار

 

۳۳. ‏خوبي پاييز و زمستون اينه ميتونيم چربي هاي اضافه شکم و پهلومونو تو کاپشن مخفي شون کنيم.

۳۴. من حتي ميترسم وقتي تو پارکينگ خونه هم دارم ماشينو پارک ميکنم يکي از همسايه ها بياد بگه “بيا..بيا…خوبه, خوبه” و در نهايت بگه ميشه ۵ تومن.

۳۵. دختر خاله م قبل کنکور هر روز با رفيقاش يا کافه بود يا رستوران، بعد کنکور که جوابا اومد گفت زحمت کشيدم ولي نشد. آره زحمت کشيدي تا سر جلسه رفتي.

۳۶. من بار اول که فرانسه خوندم و متوجه شدم که به پاريس مي‌گن پغي، خيلي ناراحت شدم که حتي اسم پايتخت کشور خودشون رو هم نمي‌تونن درست تلفظ کنن.

 

ایده جالب یک راننده تاکسی در بجنورد

نوشته هزینه تبلیغ ، ماهیانه ۵۰هزار تومان

وقتی ازش پرسیدند این ماه چندتا سفارش داشتی گفت ۱۹یعنی ۹۵۰هزار تومان درآمد

ایده جالب یک راننده تاکسی در بجنورد

 

 

۳۷. اينترنت ژاپن ? گيگ ير ثانيس. يعني يه فايل ?? گيگي ?دقيقه‌اي دانلود ميشه. بعد من رو دسکتاپ يه new folder دارم که ?? دقيقه طول ميکشه تا باز شه.

۳۸. خواهشن خانوما کيفي که ميخريد يه رنگي باشه به آقايون بياد چون کل راه تو دست آقايونه.

۳۹. ما معموليا از شرايط اسكي فقط يقه شو داريم.

۴۰. بيا بنويسيم روي دست، روي پا، روي درز مانتو، رو کفشا!
بانو مهستي در حال تقلب سر جلسه امتحان 

 

 

فرزاد حسنی و آزاده نامداری

 

۴۱. ‏چرا ماشين لباس‌شويي‌ها پنجره دارن؟ چرا بايد ببينيم کار مي‌کنن تا مطمئن بشيم؟ چرا فقط بهشون اعتماد نمي‌کنيم و اجازه نمي‌ديم کارشون رو بکنن؟!

۴۲. ‏کاش ميشد اونجايي از بدن که ميخاره رو جدا کرد مث سگ افتاد به جونش اونقدر خاروند که خون بيوفته بعد دوباره چسبوند سر جاش و به زندگي ادامه داد.

۴۳. ‏بهم گفته بودن براي يادگيري زبان انگليسي فيلم خارجي نگاه کن يه چند ماه کار کردم ديدم جواب نميده بعد فهميدم فيلماش نبايد دوبله شده باشه.

۴۴. بزرگترين خطاي پزشکي عمرم اين بود که بهم گفتن داريم ميريم شهربازي ولي بردن ختنه م کردن.

۴۵. يه دست لنت واسه ماشين انداختم اينقدر گرون شد که تصميم گرفتم ديگه ترمز نگيرم, عربده بزنم بگم بريد کنار.

روی مردم نمیشود حساب کرد

وقتی که در غل و زنجیر مانده ای

مردم فقط نگاه میکنند که لذت ببرند

غل و زنجیر

✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان: