لطیفه های جدید و عکس‌های خنده دار (سری ۱۸۸)

۱. الان نه کولر روشنه نه شوفاژا…. بابام نمیدونه دقیقا باید چیکار کنه تو خونه ؟!!  هی الکی راه میره میگه ریدم تو گوشیت !!!!!ای شهرهای غربی اینقد زیاده که اگه به قصد مسخره بازی بپرسی ببخشید آقا سیگار کربوکسی دهیدروژناز دارید؟ میگه نقره ایش رو بدم یا مشکی؟

۲. ‏یه سوال واسم پیش اومده؟ اون گرگه تو میگ میگ پول داشت بره بمب و نارنجک بخره پول نداشت بره یه مرغ بخره کوفت کنه؟!؟! بیشرف ما رو مسخره فرض کرده بود!

۳. رو سند ازدواج ۵ میلیون وام میدن. رو سند گاوداری ۹۰میلیون !!!!!!!!!!!!!!!!!! . . . . . . حالا موندم گاو بگیرم یا زن…. خدا ازتون نگذره ادمو میزارین لای منگنه

۴. چند سال دیگه باید منتظر شروع عمل های کاشت ترقوه باشیم.

 

هیچ وقت یه ایرانیو محدود نکنین، پول گاز نداده اومدن کنتورشو کندن بردن؛ با تیوب وصلش کرده راحت تر هم هست

 

۵. صبح زود بیدار شدن انقدر سخته که من وقتی از زیر پتو میام بیرون ترکیبی از کله زیدان، گاز سوارز و فحش عبدولی تو چهره م نمایان میشه.

۶. کامپیوتر گرفتیم رفتیم واسش بازی بگیریم. یه بغل پر بازی ورداشتیم یارو گفت گرافیکت چنده گفتم ۳۲ .گفت اینا رو بذار سرجاش یه بازی شطرنج بهت میدم.

۷. اس ام اس داده ” سلام وقتتون بخیر. شرمنده احمدی هستم “. چرا یه آدم از این که احمدیه باید شرمنده بشه؟

۸. به مناسبت روز دانشجو، باید تخم مرغ رو به صورت رایگان به دانشجوها میدادن.

 

دروازه بان ایتالیا شبیه نصابای ماهواره شده

بوفون

 

۹. من تو شرایط ضمن عقد قید میکنم پتومو با کسی شریک نمیشم. هر کی پتوی خودش.

۱۰. ‏دوران دانشجویی بهترین دوران زندگیه. با درس خوندن بیخودی از دستش ندین.

۱۱. امید به زندگی اوناییکه تو یخچال الویه دارن ٢٠ درصد بیشتر از بقیه س، اوناییم که همراه با الویه نوشابه فانتا دارن که میل جاودانگی درشون دیده شده.

۱۲. وضعیت پول توی عابر بانکم انقدر خرابه که امروز یکی برام پول ریخت یه پیام از بانک اومد که فلانی پول برات واریز کرد، آخر پیام «:))))» گذاشته بودن.

 

محمد علیزاده بیچاره هم از این ور خودشو جمع کرده هم از اونور

 

 

۱۳. داییم یه دیپلم خریده، بعد تو ۴۰ سالگی رفته دانشگاه علمی کاربردی، بعد زنش روز دانشجو براش نوشته مرسی که نقاط تاریک وطنو با فانوس علم روشن میکنی.

۱۴. گهی زین به پشت و اگه شانس مائه بازم گهی زین به پشت.

۱۵. یارو متولد ۷۸ نوشته شاید دلار دوباره ۸۰۰ تومان شود … بابا تو به دنیا اومدی دلار ۴۲۰۰ تومن بود؛ رهاش کن بره.

۱۶. ما معمولیا پیاده روی رو دوست داریم به خاطر اینکه پول کرایه ندیم.

 

 معرفت آقای بیمار که خودش روی زمین خوابیده و جاش رو به همسرش داده

 

۱۷. روز دانشجو چیست: روزی است که درآن بعضی مسئولین حرف‌های فانتزی می‌زنن تا دانشجویان کف بزنن بعد تموم میشه میره تا سال بعد.

۱۸. + از فضل پدر تو را چه حاصل؟
– یه مازراتی، یه رولکس، ۶ تا داف چرخشی، خونه، ویلا، سفرهای خارجه و …
+ غلط کردم

۱۹. از اعجازهای تهران یکیش همین که همینجوری داری تو همت واسه خودت میری یهو میشه زین‌الدین، جلل خالق!

۲۰. به مقنعه پاپبون میزنید؟ بعد گوشاتون رو میندازید بیرون. شبیه زن میکی موس میشید.

 

نشان دادن عکس یک مجرم در تلوزیون کره.. فرق بین مجرم و مجری را نیشان دهید؟ ۲۰ نمره

شباهت مجرم و مجری

 

 

۲۱. بزرگ علوی اگه دخترای الان رو میدید بعد کتاب چشمهایش یکی دیگه مینوشت بنام دماغ سر بالایش بعد پروتز لبهایش و … کتابای بعدیشم مجوز چاپ نمیگرفت.

۲۲. یه همسایه داشتیم سرهنگ بازنشسته بود. به زنش میگفتیم زن سرهنگ، به خود سرهنگ هم میگفتیم شوهر زن سرهنگ.

۲۳. دقت کردید ظرفای نشسته تولید مثل میکنن؟کافیه یه روز نشوری فردا دو برابر میشن.

۲۴. پسره تو دانشگاه گفت شمارتونو میدین اگه سوالی راجب روانشناسی اجتماعی داشتم بپرسم؟ گفتم نه. رفت سمت ساختمون مهندسی. واسه یه شماره رشته عوض میکنن.

 

مثلا میخواسته دلمه درست کنه

 

۲۵. ‏تو پاکستان وارد هر شهری که میشی نوشته: به شهر انتحاری پرور و انفجار طلبِ فلان خوش آمدید.

۲۶. ‏جا داره روز دانشجو رو به راننده های آینده تاکسیهای خطی و سواری تبریک بگم ، خم چم کارو تو این مدت خوب یاد بگیرین.

۲۷. ‏کاش دانشمندان بتونن با استفاده از سلولهای بنیادی کله پاچه تولید کنن، تا ما مجبور نباشیم واسه یه کله پاچه یه گوسفند رو بکشیم.

۲۸. بادمجون انقدر خوبه که اصلا لیاقتش نیست گیاه باشه. باید گوشت می‌شد.

 

۲۹. بابا الان بچه کوچیکا PS۴ دارن، منم بچه بودم دندون مصنوعى مادربزرگم رو برمیداشتم تو کوچه بچه‌ها رو دنبال میکردم، دو نفر این وسط سکته میزدند.

۳۰. چجوری ممکنه یه مرد صبح که بیدار شد بگه: خببب امروز اون کفش مردونه هامو میپوشم با شلوار تنگ پاچه کوتاهم. چجوری؟؟

۳۱. آقایون دقت کنید شرط بلند کردن مو، نظافت و شونه زدنشه. نه تویی که هفته‌ای یبار میری حموم شپش بره تو موهات مسموم میشه!

۳۲. تو ایران اگه یه دختری فوق دکترای اختر فیزیک تو ناسا هم باشه آخرش معیار قضاوت دیگران جا افتادگی قرمه سبزیش و هنر شوهرداریشه.

 

شباهت رو نیگا اصن مو نمیزنه

 

۳۳. یکی از سنت‌های کهن گیمینگ این بود که بعد از گذاشتن سی‌دی توی پلی استیشن ۱ (ملقب به سونی ۱) با دست سی‌دی رو میچرخوندن و بعدش درش رو می‌بستن.

۳۴. چند وقته حس می‌کنم گوشیم خیلی تکراری شده. امروز یه مقدار تو GSM گشتم و قیمتا رو دیدم، بعد بکگراند گوشیمو عوض کردم و مشکل تا حد زیادی حل شد.

 

بالشت هاش ویژه مجردا

 

 

۳۵. چالش مانکن فقط وقتی بابات یهو در اتاق رو باز میکنه و مجبور میشی خیره به کامپیوتر بدون پلک زدن قسمت هِلپ ویندوز رو بخونی.

۳۶. تنبلی چشم چجوریه دقیقا؟ یعنی به چشم میگی این صفحه رو نگاه کن میگه نوموخوام اصن حسش نی 🙁

 

اوج مخ‌زنی جوونای دهه شصت جلوی دخترهای محل

تک چرخ زدن,مخ زدن دهه شصت

 

 

۳۷. دختره یه بار یکی از پیرزنای فامیل که اصلا پسر نداره به شوخی بش گفته عروس گلم، بعد سه سال هنوزم میخواد تعریف کنه میگه خانواده خواستگارم اینا.

۳۸. حساب کردم اگه الان کلیه چپم رو بفروشم با پولش هندونه بخرم، شب یلدا بفروشمشون با سودش میتونم ٣ تا کلیه کم کارکرد با ٢ تا دریچه آئورت اضافه بخرم.

۳۹. تو مترو کرج و صادقیه قبل از سوار شدن به قطار، جفت پاهاتونُ بالا بگیرین، جمعیت شما رو میبره داخل …کفشاتونم کثیف نمیشه.

۴۰. من هر موقع تو مترو بلند میشم تا یه پیرمرد بشینه توقع دارم کل مترو ایستاده تشویقم کنن، بعد از اون وسط یهو ریئس مترو بیاد دستمو ببوسه من نذارم.

 
 دخترای امروزی

 

۴۱. تو خارج شوهره پا میشه میبینه زنش رفته مهم نیس واسش به زندگیش ادامه میده. اینجا یکیو نمیشناسی انفالو میکنی باید تا یه ماه جواب بدی چرا.

۴۲. ‏حسام نواب صفوی وقتی از خونه میخواد بیاد بیرون یکی بهش فرمون میده یقه ش نگیره به در و دیوار.

۴۳. ‏تو برنامه آشپزی، سرآشپز آمریکاییه اومد سالاد درست کنه چای رو برداشت ریخت رو هندونه خرد شده گفت سالادمون آماده شد، ما اینکارو کنیم میگن خُل شده.

۴۴. ‏یجور روز دانشجو رو به هم تبریک میگن، انگار هر روز میرن دنبال ارتقای سطح علمیشون. یک کافه رفتنو سفره خونه دربند دیگه این حرفارو نداره.

 

 

۴۵. خود دمنوشِ آرامش هم وقتی اعصابش خورد می شه، چایی می خوره.

۴۶. کی روش وقتی برمیگرده پرتغال همه جمع میشن خونشون از قوانین ایران خاطره میگه. همه هی میگن نه بابا! اونم هی میگه به خدا.

۴۷. ‏تو تلگرام یکی گروه میزنه دعوت کنه تولدش، بعد بقیه یه گروه دیگه میزنن هماهنگ کنن چی بخرن، بعد که تولد تموم میشه یه گروه عکس میزنن. بدبختی داریما.

 

خانه پدربزرگ را دوست داشتم.
ظهر که میشد بوی غذا تمام اتاق را پر میکرد.
آفتاب روی سفره ی مادربزرگ پهن میشد و طعم غذا را دلچسب تر میکرد.
کاش آنوقتها هیچ وقت تمام نمیشد…

✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان: