دیالوگ جنجالی سریال ستایش ۲

گفت‌وگوی زیر (قسمتی از سریال ستایش که جمعه شب ها از شبکه سوم سیما پخش می شود) که بعد از پخش از صداوسیما موجی از واکنش ها را در شبکه های اجتماعی به دنبال داشت، شاید خالی از لطف نباشد.

به گزارش فرهنگ نیوز ، در این بازار پخش فیلم‌ها و سریال‌هایی که فقط جنبه سرگرمی دارند، شنیدن دیالوگی با جنبه‌های فرهنگی و اخلاقی امیدوارکننده شده است.

 

 

حجم ۵ مگابایت

Download

پدر: بیبین! می دونی مثل کیا هستی صابر؟

 

 

پسر: نه آقا!

 

 

پدر: عین طوافایی ! چرخ طوافی دیدی؟ یه وقتی من یکیشو داشتم، یک سال طوافی می کردم. بهار چاقاله بادوم و گوجه سبز بار می کنن، تابستون سیب و گیلاس و زردآلو میرفوشن! پاییز زالزالک و ازگیل،‌ (پوزخند صابر) زمستون که بشه لبوفروش میشن. خلاصه هر فصل خورَند اون فصل کار و ریختشون عوض میشه. تو عین اونایی صابر.

 

 

پسر: میشه بگین چرا؟

 

 

پدر: بله که میشه! پاش که برسه و بهونه اش جور بشه، تو این خونه دلنگ و دولونگ راه می ندازی، تن دخترات لباسای تیتیش مامانی می کنی و یه وجب از پایین دامنشونو قیچی می زنی و حالا هر کی که باهاشون هست! تولده، عیده، شب یلداست هر چی که هست تا اله صبح تو این خونه بزن و بکوب راه میندازی، پاش که بیفته چشمتو رو اون سرخاب سفیدآبایی که دخترات عین کاهگل می مالن رو صورتشون می بندی. پاش که بیفته یادت میره که روسری واسه پوشوندن موست، نه چراغونی کردن سر منار! پاش که بیفته ماهی ۲۰۰ هزار تومن پول تلفن جیبی دختراتو میدی. بیبین! جراتم نداری که بپرسی این ۲۰۰ هزار تومنو این یه الف بچه با کی اختلاط می کنه؟ پاش که بیفته با یه قوره سردیت می کنه با یه مویز گرمیت میزنه بالا.

 

 

بیبین! این پسره حیاش از صد تا دختر بیشتره. اون شوفر منه، تو خونه منم می مونه اگرم خیلی غیرت داری بچه های خودتو جمع و جور بکن. افتاد؟؟؟

✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان: