بیوگرافی سیاوش خیرابی و همسرش +تصاویر

سیاوش خیرابی Siavash Kheirabi هنرپیشه سینما و تلویزیون ایران میباشد او متولد ۲۹ آذر ۱۳۶۳ در تهران و اصالاً آذری است.

سیاوش خیرابی فارغ التحصیل لیسانس رشته کامپیوتر از دانشگاه آزاد تهران است، اصالتا اهل تبریز بوده و پسوند فامیلیش تبریزی است، در مورد توانایی اش می گوید اصولا فنی ماشینم را خوب می شناسم !

عکس سیاوش خیرابی

سیاوش خیرابی,عکس سیاوش خیرابی

بیوگرافی سیاوش خیرابی

از همان دوران راهنمایی به فکر بازی کردن بود

در آن مقطع نوجوانی هم در یک کاری بصورت جزئی ایفای نقش کرد اما زمان گذشت تا رسید به دانشگاه و از آنجا توسط یکی از دوستانش برای یک کار مستند داستانی معرفی شد، سپس از ۱۹ سالگی در کلاس های بازیگری کانون سینما گران جوان شرکت کرد

نحوه معروف شدن

بازی در سریال ترانه مادری در سال ۱۳۸۷ او را به شهرت رساند سپس بازی در سریال آوای باران در نقشی متفاوت نشان داد به پختگی کامل در این عرصه رسیده است.

عکس سیاوش خیرابی و همسرش

خانواده سیاوش خیرابی

دوتا برادر بنام های آرش برادر بزرگتر و اورنگ برادر کوچکتر دارد، هم پدر و هم برادرانش در کار عکاسی و رستوران داری مشغولند

 

گفتگو با سیاوش خیرابی

در «کنجد» مهمانش بودیم. «سیاوش» این روزها، هر گاه وقت خالی داشته باشد به کنجد می آید. دو برادرش «آرش و اورنگ» هم در کنار او هستند و البته یک آتلیه عکاسی را هم اداره می کنند.

عکس سیاوش خیرابی و همسرش

آقا سیاوش، هر وقت که به کنجد می آیید، طرفداران تان هم اینجا جمع می شوند، چرا شما پرطرفدارید؟

سیاوش خیرابی: من که نمی توانم راجع به این قضیه نظر بدهم ولی خب لطف مردم همیشه شامل حال من بوده است.

چرا نام فست فودتان را «کنجد» گذاشتید؟

سیاوش خیرابی: من با برادرهایم خیلی فکر کردیم که اسمی تک سیلابی و خوب بگذاریم، چندتا اسم هم مورد نظر ما بود ولی خب جاهای دیگری به این نام بود. اورنگ داداشم اونموقع بچه دار شده بود، برادرم آرش هنوز بچه نداشت، تاکید داشتم اسمش را بگذاریم «برسام» (نام بچه اورنگ که سال گذشته روی جلد خانواده سبز هم چاپ شده بود)، دیدیم، نه، بعد می گویند اسم برادرزاده اش را گذاشت، برای همین بود که «کنجد» یکهو به ذهن من رسید و به برادرهایم گفتم و آنها هم قبول کردند.

 

چرا دست برادران تان را نمی گیرید، ببرید توی سینما؟

– خب برادرهایم عکاسی می کنند و شیفتی هم در کنجد کار می کنند، اگر یکی در کنجد باشد، آن یکی در عکاسی است و بالعکس…

کلا شما چقدر وقت می گذارید واسه کنجد؟

– من هر وقت تایم گیر بیاورم، می آیم کنجد، یعنی هر وقت بیکار باشم، پا می شوم می آیم کنجد.

تو کنجد چی میل می کنید؟

سیاوش خیرابی: من پیشنهاد اولم «کالزون برگر» است.

یعنی خودتان همیشه همین را میل می کنید.

– آره، من همیشه که می آیم «کالزرون برگر» می گیرم.

پولش را می دهید به دخل یا همیشه خودت پشت دخل هستی؟

سیاوش خیرابی: من به آرش و اورنگ همیشه می گویم که دوستان ما هم می آیند بزنید به حساب من، نمی زنند به حساب من، ما همیشه مهمانیم اینجا…

ماشاءالله بدن را روی فرم نگه داشته اید!

– سعی کردم، یه خورده چاق شدم ولی دارم یه خورده…

عکس سیاوش خیرابی و همسرش

خدا را شکر رو فرم هستید. من چند وقت پیش یک گفتگویی از شما دیدم که گفتید من اسیر باندبازی شدم توی سینما، حالا باندزخم بود یا باند فرودگاه؟

– هم زخم و هم فرودگاه. یعنی یک جورهایی ما را زخمی کردند و یک جوری هم ما را توی فرودگاه زمینگیر کردند.

می شه یه خورده بیشتر توضیح بدهید برای ما، باند داستانش چیه؟

سیاوش خیرابی: والله نمی دانم که می شود اسمش را گذاشت «باند» یا نه؟ صحبت هایی بود که می گفتند ما بازیگرهای تلویزیون، نمی توانیم برویم سینما ولی حالا این چند وقت این اتفاق یه خورده از بین رفته و می بینیم بچه هایی که حالا توی سینما بوده اند می آیند توی تلویزیون، حالا امیدواریم این طرز فکر از میان برداشته شود.

شما که «نفوذی» را بازی کرده ای باید نفوذش را داشته باشی.

– متاسفانه ندارم نفوذش را…

شاید به خاطر آن دو سه بار پیشنهاد رد کردن شما باشد که آقای شریفی نیا دعوت تان کرد و شما ردش کردید؟

– نه، من رد نکردم، من نقش را دوست نداشتم. من رابطه ام اتفاقا با آقای شریفی نیا خوب است.

شما؟

سیاوش خیرابی: والله من اوایل اینجوری فکر می کردم. همیشه فکر می کردم که آقای شریفی نیا یک باند خیلی خوفناکی هست ولی خب چندتا ارتباط با هم داشتیم تا اینکه سفر ما پیش آمد و رفتیم برزیل برای جام جهانی، دیدم نه، واقعا چقدر انسان شریفی هستند، چقدر آدم خوبی هستند. به نظر من ایشان هر جا ببینند که یک نقشی به یک آدم می خورد، حتما آن آدم را معرفی می کند، ربطی ندارد به باند و این جور چیزها…

شاید یکی از موردهایی که می شود اسمش را گذاشت «حسرت»، حسرت شما این هست که توی جشنواره فجر باشید و بالاخره شما هم یک بار بیایید جزو کاندیداها و فیلم ها؛ امسال شما که برنامه ای ندارید؟

– نه، نه… متاسفانه.

عکس سیاوش خیرابی و احمدرضا عابدزاده در رستوران کنجد

رستوران سیاوش خیرابی

بهترین زوج که توی سینما و تلویزیون ایران دیدی چه کسانی هستند؟

– یعنی زن و شوهر باشند؟

نه، زوج هنری.

– حمید جبلی و ایرج طهماسب!

گفتگویی جذاب با سیاوش خیرابی در رستورانش! +تصاویر

خب، چرا زوج «سیاوش خیرابی و شاهرخ استخری» نتوانستند ادامه کار بدهند کارشان را؟ با اینکه خیلی گل کرده بودند؟

سیاوش خیرابی: خب، موضوع اینجاست که این کار را انجام دادیم. اگر به یادداشته باشید فیلم تلویزیونی «تلخون»، ورود من و شاهرخ با همدیگر، در دنیای بازیگری بود. قرار بود «ترانه مادری» را من و شاهرخ با همدیگر بازی کنیم که شاهرخ رفت سر یک سریال دیگر اما در «دلنوازان» این اتفاق افتاد ولی خب بعدش طرز فکرها عوض شد، بعد پیشنهاد هم نشد که با همدیگر کار کنیم.

پیشنهادهای من یکجوری بود، پیشنهادهای شاهرخ یک جور دیگه. هر کدام مان رفتیم سوی خودمان… اما احتمالا ۵۰ درصد این مژده را بدهم که شاید توی ۷، ۸ ماه دیگه این اتفاق بیفتد. توی یک سریال خیلی فوق العاده.

توی سال ۸۸ یک گفتگو از شما خوانده ام که خیلی عصبانی بودید و می گفتید خداحافظ بازیگری، یادتان می آید؟

– من!

بله؛ سال ۸۸ دقیقا ۵ سال پیش…

– یک تیتری بود که من اصلا راجع بهش صحبت نکرده بودم.

چرا، خیلی هم متن بلندی بود…

– جدی…

آره، توی سایت کافه سینما صحبت کرده بودید.

– خداحافظ سینما…

خداحافظ بازیگری، یعنی من آرامش ندارم، اوضاع واسم سخت شده، فکر کنم آن موقعی بود که سریال شما روی آنتن بود، احتمالا هجوم طرفدارها…

– شاید بچه بودم این حرف ها را زدم!

پس فعلا قصدی نداری که بازیگری را کنار بگذاری؟

سیاوش خیرابی: من تمام زندگی ام بازیگری هست، یعنی ممکن است من یه موقع کمک کار شوم، ممکن است نروم سر کار یا ممکنه انتخاب هایم عوض شود اما دوست دارم در این دنیای بازیگری باشم. الان یک چند وقت بعد از سریال «آوای باران» یه ذره طرز فکر من عوض شده نسبت به بازیگری. تصمیم گرفتم شاید سالی یک کار، دو کار، آن هم کار خوب انجام دهم. اگر کار خوب باشد بازی کنم و در هر کاری، بازی نکنم، برای اینکه به طرفدارهایم احترام بگذارم و البته به کارم… دوست ندارم به هر قیمتی هر فیلمی را بازی کنم که طرفدارها را جذب نکند.

استطاعت مالی دارید اینجا… فست فودتان را می گویم.

سیاوش خیرابی: خب خدا را شکر که این اتفاق برای من افتاده، یعنی من حالا از موقعی که اینجا را باز کردم یک جورهایی با دل قرص می روم قرارداد می بندم، یعنی فکر این را نمی کنم که شش ماه نروم سر کار از لحاظ مالی چه پیش می آید. خدا را شکر این اتفاق افتاد و من خیلی خوشحالم از این بابت… من همیشه به دوست های خودم هم می گویم حالا چه آنهایی که از من جوان ترند و تازه آمده اند و چه آنهایی که دوست هایم هستند و سن شان از من بالاتر است، یک کار، کنار بازیگری راه بیندازند، تجربه ثابت کرده که هنرمندهای بزرگ ما هم، یک موقع هایی به یک چیزهایی محتاج می شوند که دیدنش عذاب آور است… خیلی ها می گویند کار بدی است ولی، من کار بدی نمی بینم.

شلوار پاره سیاوش خیرابی در اکران خصوصی فیلم ایستاده در غبار که سوژه رسانه ها شده بود

شلوار پاره سیاوش خیرابی

یعنی؛ وابستگی مالی به بازیگری را جدا کردید؟

سیاوش خیرابی: نمی شود بگویم که جدا کرده ام، شاید سر یک کاری از لحاظ مالی به توافق نرسم و ممکن است، چندتا کار را انجام ندهم ولی یک کار خوب به من بخورد یا یک کار سینمایی خوب به من پیشنهاد شود که با مبلغ پایین تری می روم کار می کنم، برای اینکه به پولش احتیاج ندارم…

فکر می کنید کدام بازیگر، بیشترین پول را درمی آورد؟ توی بیزینس… بازیگرهای زیادی داریم که بیزینس می کنند.

سیاوش خیرابی: بله… خب خیلی ها پشت صحنه خوب پول درمی آورند که ما نمی فهمیم. ولی آن چیزی که من دیدم «رضا گلزار» به نظرم بهترین بیزینس را کرد توی آن تایمی که خوب کار می کرد.

یعنی چه کار می کرد ایشان؟

سیاوش خیرابی: کارهای خوب و درست اقتصادی، آن موقع هیچ کس به فکر «مرس کلاب» نبود اما رضا گلزار این کار را کرد، پول خوب هم درآورد. خود من مشتری اش بودم آن موقع ها، حالا بازیگر هم نبودم می رفتم؛ به نظر من رضا گلزار هم از سینما خوب پول درآورد و هم از بیزینسش.

سیاوش جان مرسی که وقتت را در اختیارم گذاشتی.

زندگی ایده آل

 

ازدواج سیاوش خیرابی

مدتی پیش شایعه ازدواج او پخش شد که صحت ندارد

میگوید برای ازدواج به جمع بندی نهایی نرسیده ام فکر می کنم هنوز وقت هست. فعلا دغدغه ام این است که بازیگری را به جای باثباتی برسانم، بعد به ازدواج فکر خواهم کرد.

سیاوش خیرابی و همسرش

 

ماشین سیاوش خیرابی

وقتی بحث ماشین بازی به میان می آید از پرایدش می گوید که اولین ماشینی بود که بعد از دریافت گواهینامه خرید. عاشقانه آن پراید نقره ای مدل ۸۳ را دوست داشت این روزها بنز و فراری و سورنتو هم سوار می شود ولی دلش هنوز با همان پراید است و می گوید روزگار با ان ماشین خوش تر بود

آشنای با فنی ماشین

اصولا فنی ماشینم را خوب می شناسم. در حدی که اگر خراب شد بدانم مشکل از کجا است.اما پایم را در کفش مکانیک ها نمی کنم فقط در حدی که باطری به باطری کنم

علاقه به شهرت سیاوش خیرابی

هیچ وقت نتوانسته ام این را هضم کنم که انسان از اینکه آدم های دیگر دوستش داشته باشند، اذیت شود. ببین؛ کسی که بازیگر می شود، باید این موضوع را قبول کندکه شهرت جزوی از زنتدگی اش خواهد شد. یکسری از دوستان می گویند وقتی در رستوران همه نگاه مان می کنند نمی توانیم راحت غذا بخوریم اما باور کن اگر مردم در رستوران من را نگاه نکنند اذیت می شوم

با خودم می گویم یعنی دیگر مردم مرا دوست ندارند ؟ همه ما مدیون نگاه مردم هستیم و به همین دلیل به شخصه هیچ وقت از شهرت اذیت نشده ام

 

سریال های سیاوش خیرابی

● پرستارن – ۱۳۹۵

● ساعت صفر – ۱۳۹۴

● سر به راه – ۱۳۹۳

● آوای باران – ۱۳۹۲

● سه پنج دو – ۱۳۹۰

● مادر – ۱۳۹۰

● همچون سرو – ۱۳۸۹

● از یاد رفته – ۱۳۸۸

● دلنوازان – ۱۳۸۸

● ترانه مادری – ۱۳۸۷

فیلم های سینمایی سیاوش خیرابی

● نفوذی – ۱۳۸۸

● لج و لجبازی – ۱۳۸۸

● حس پنهان – ۱۳۸۶

● یکی برای همه – ۱۳۹۱

● خیابان یک طرفه – ۱۳۹۰

● لوک خوش شانس – ۱۳۹۱

● حال خوب من – ۱۳۹۱

● همه چی آرومه – ۱۳۹۲

● جلب سیار – ۱۳۹۲

● استخر – ۱۳۹۳

✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان: