بایگانی برچسب: حکایت زیبا

حکایت کفن دزد

حکایت کفن دزد

حکایت کفن دزد آورده اند که کفن‌ دزدی در بستر مرگ افتاده بود. پسر خویش را فراخواند. پسر به نزد پدر رفت گفت: «ای پدر …

ادامه نوشته »

حکایت تاجر و پسر بچه

روزی از روزها تاجری در یکی از روستاها، مقدار زیادی محصول کشاورزی که چند گونی گندم و جو بود خرید و می‌خواست آنها را با ماشینش شهر ببرد و به انبار انتقال...

ادامه نوشته »

حکایت مطرب دربار پادشاه

حکایت مطرب دربار پادشاه

حکایت مطرب دربار پادشاه | در زمانهاى قديم، مردی مطرب و خواننده ای بود؛ بنام "برديا " که با مهارت تمام می نواخت و همیشه در مجالس شادی و محافل عروسی، وقتی ..

ادامه نوشته »

حکایت آواز خر و رقص شتر

حکایت آواز خر و رقص شتر

خری و اشتری به دور از آبادی به طور آزادانه با هم زندگی می کردند. نیمه شبی در حال چریدن علف، حواسشان نبود که ناگهان وارد آبادی انسانها شدند. شتر چون متوجه...

ادامه نوشته »