بایگانی برچسب: داستان درباره حکمت خدا

پدری که از دختر متنفر بود (داستانک)

معلم مدرسه‌ای با اینکه ﺯﯾﺒﺎ ﻭ ﺍﺧﻼﻕ خوبی داشت هنوز ازدواج نکرده بود. ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻧﺶ ﮐﻨﺠﮑﺎﻭ ﺷﺪند ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ: «ﭼﺮﺍ ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﭼﻨﯿﻦ ﺟﻤﺎﻝ ﻭ ﺍﺧﻼﻗﯽ خوبی ...

ادامه نوشته »

حکایت: گلدوزی خداوند

روزی پسربچه ای روی زمین نشسته بود و به گلدوزی مادرش نگاه میکرد ولی از جایی که او نشسته بود دست مادرش واضح و روشن دیده نمیشد. در فکر بود که چرا مادرش نخهای تیره ...

ادامه نوشته »