بایگانی برچسب: داستان گلدوزی مادر

حکایت: گلدوزی خداوند

روزی پسربچه ای روی زمین نشسته بود و به گلدوزی مادرش نگاه میکرد ولی از جایی که او نشسته بود دست مادرش واضح و روشن دیده نمیشد. در فکر بود که چرا مادرش نخهای تیره ...

ادامه نوشته »