بایگانی برچسب: متن های روانشناسی

به حرف دلتان گوش کنید…

کلاس دوم دبستان شیفت بعدازظهر بودم! باران تندی می‌بارید! آن روز صبح یک چتر هفت رنگ دسته صورتی خریده بودم! وقتی به مدرسه رفتم دلم میخواست با همان چتر زیبایم زیر باران بازی کنم! اما زنگ...

ادامه نوشته »

یه کم وقت بده به خودت…

گاهی زندگی می‌شه مثه يه خونه‌ی بعد از مهمونی. کثيف و به‌هم‌ريخته با يه خروار ظرفای نشسته و کف جارو نکرده و مبلای کج و کوله شده و... يه زمانی آدم انرژی داره، همون موقع که آخرين...

ادامه نوشته »