بهترین متن ها در میان کتاب ها (سری ۱۱)

آدم‌بزرگ‌ها عاشق عدد و رقم اند. وقتی با اونا از یک دوست تازه حرف بزنی، هیچوقت ازتون در مورد چیزهای اساسی سوال نمی‌کنن، هیچوقت نمی‌پرسن آهنگ صداش چطوره؟ چه بازی‌هایی رو دوست داره؟ پروانه جمع می‌کنه یا نه؟
می‌پرسن چندسالشه؟ چندتا برادر داره؟ وزنش چقدره؟ پدرش چقدر حقوق می‌گیره؟
و تازه بعد از این سوالاس که خیال می‌کنن طرف رو شناختن!
 
اگه به آدم بزرگا بگی که یک خونه قشنگ دیدم از آجر قرمز که جلو پنجره‌هاش غرق گل شمعدونی و بومش پر از کبوتر بود، محاله بتونن مجسمش کنن. باید حتما بهشون گفت یک خونه چندمیلیون‌تومنی دیدم تا صداشون بلند بشه که وای چه قشنگ!
نباید ازشون دلخور شد.بچه ها باید نسبت به آدم بزرگها گذشت داشته باشند.
 
 
شازده کوچولو| آنتوان دو سنت اگزوپری | مترجم: احمد شاملو
 
	کتاب دوست ماست٬ متن های آموزنده کتاب ها٬ متن های جالب کتاب ها٬ متن های زیبا٬ مطتن های فلسفی٬ نوته های زیبا٬ نوشته های فلسفی
 

وقتی شاطر عباس نان های داغ را توی دستهای مهتاب میگذاشت دلم میخواست جای شاطر عباس بودم. وقتی مهتاب نانهای داغ را لای چادر گلدارش میپیچاند دلم میخواست من، آن نانهای داغ باشم. وقتی مهتاب به خانه میرسید و کوبه ی در را میکوبید، هوس می کردم کوبه ی در باشم. وقتی مادرش نانها را از مهتاب میگرفت، دوست داشتم مادر مهتاب باشم. بعد مهتاب تکه ی نان برای ماهی های قرمز توی حوض خانه شان میانداخت و من هزار بار آرزو میکردم یکی از ماهی های قرمز توی حوض باشم.
 
عشق روی پیاده رو | مصطفی مستور
 
	کتاب دوست ماست٬ متن های آموزنده کتاب ها٬ متن های جالب کتاب ها٬ متن های زیبا٬ مطتن های فلسفی٬ نوته های زیبا٬ نوشته های فلسفی
 

آدمیزاد فقط با آب و نان و هوا نیست که زنده است این را دانستم و می دانم که آدم به آدم است که زنده است؛
آدم به عشق آدم زنده است!
 
 
کلیدر | محمود دولت آبادی
 
	کتاب دوست ماست٬ متن های آموزنده کتاب ها٬ متن های جالب کتاب ها٬ متن های زیبا٬ مطتن های فلسفی٬ نوته های زیبا٬ نوشته های فلسفی
 

قلب، خاک خوبی دارد. در برابر هر دانه که در ان بنشانی هزار دانه پس می دهد. اگر ذره ای نفرت کاشتی، خروارها نفرت درو خواهی کرد. و اگر دانه ای از محبت نشاندی، خرمن ها بر خواهی داشت.
 
 
ابن مشغله | نادر ابراهیمی
 
	کتاب دوست ماست٬ متن های آموزنده کتاب ها٬ متن های جالب کتاب ها٬ متن های زیبا٬ مطتن های فلسفی٬ نوته های زیبا٬ نوشته های فلسفی
 

باید از جنگیدن با مرد اجتناب کرد،
نه صرفاً به خاطر حفظ غرور او
بلکه همچنین به خاطر حراست از شأن و منزلت خود!
هیچ چیز به اندازه ی زن شوریده حال و دیوانه؛ بی جاذبه و ناخوشایند نیست،
زنی که به جای قدرت زنانه، از قدرت زبانش استفاده می کند شهره ی آفاق مى شود.
جنگیدن، زن را نزد مرد و نزد خودش زشت و ناخوشایند می کند.
به زنی باهوش و قوی نیاز است تا مردش را خلع سلاح کند، نه با خشم بلکه با عشق.
مردان خصوصیات زنانه را به دلیل نرمی و لطافت زن قبول می کنند و نه به دلیل قدرت او.
 
 
زن بودن | تونى کرنت | مترجم: فروزان گنجی زاده
 
	کتاب دوست ماست٬ متن های آموزنده کتاب ها٬ متن های جالب کتاب ها٬ متن های زیبا٬ مطتن های فلسفی٬ نوته های زیبا٬ نوشته های فلسفی
 

روزی ﺳﮕﯽ داﺷﺖ در ﭼﻤﻦ ﻋﻠﻒ ﻣﯽ ﺧﻮرد. ﺳﮓ دﯾﮕﺮی از ﮐﻨﺎر ﭼﻤﻦ ﮔﺬﺷﺖ. ﭼﻮن اﯾﻦ ﻣﻨﻈﺮه را دﯾﺪ ﺗﻌﺠﺐ ﮐﺮد و اﯾﺴﺘﺎد، آﺧﺮ ھﺮﮔﺰ ﻧﺪﯾﺪه ﺑﻮد ﮐﻪ ﺳﮓ ﻋﻠﻒ ﺑﺨﻮرد. اﯾﺴﺘﺎد و ﺑﺎ ﺗﻌﺠﺐ ﮔﻔﺖ ﺗﻮ ﮐﯽ ھﺴﺘﯽ؟ ﭼﺮا ﻋﻠﻒ ﻣﯽ ﺧﻮری؟
ﺳﮕﯽ ﮐﻪ ﻋﻠﻒ ﻣﯽ ﺧﻮرد ﻧﮕﺎھﺶ ﮐﺮد و ﺑﺎد در ﮔﻠﻮ اﻧﺪاﺧﺖ و ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ؟ ﻣﻦ ﺳﮓ ﻗﺎﺳﻢ ﺧﺎن ھﺴﺘﻢ!
ﺳﮓ رھﮕﺬر ﭘﻮزﺧﻨﺪی زد و ﮔﻔﺖ: ﺳﮓ ﺣﺴﺎﺑﯽ! ﺗﻮ ﮐﻪ ﻋﻠﻒ ﻣﯽ ﺧﻮری؛ دﯾﮕﻪ ﭼﺮا ﺳﮓ ﻗﺎﺳﻢ ﺧﺎن؟ اﮔﺮ ﻻاﻗﻞ ﭘﺎره اﺳﺘﺨﻮاﻧﯽ ﺟﻠﻮت اﻧﺪاﺧﺘﻪ ﺑﻮد ﺑﺎز ﯾﮏ ﭼﯿﺰی؛ ﺣﺎﻻ ﮐﻪ ﻋﻠﻒ ﻣﯽ ﺧﻮری دﯾﮕﻪ ﭼﺮا ﺳﮓ ﻗﺎﺳﻢ ﺧﺎن؟
ﺳﮓ ﺧﻮدت ﺑﺎش…!
 
زﻣﺴﺘﺎن ﺑﯽ بهار | اﺑﺮاھﯿﻢ ﯾﻮﻧﺴﯽ
 
	کتاب دوست ماست٬ متن های آموزنده کتاب ها٬ متن های جالب کتاب ها٬ متن های زیبا٬ مطتن های فلسفی٬ نوته های زیبا٬ نوشته های فلسفی
 

مردم به طور کلی ترجیح میدهند بمیرند تا عفو کنند.
تا این اندازه سخت است.
اگر خداوند به زبان ساده میگفت: من به تو حق انتخاب میدهم، ببخشای یا بمیر!
خیلی از مردم میرفتند تا تابوتهایشان را سفارش دهند!
 
 
زندگی اسرار آمیز زنبورها | سومانک کید | مترجم: عباس زارعی
 
	کتاب دوست ماست٬ متن های آموزنده کتاب ها٬ متن های جالب کتاب ها٬ متن های زیبا٬ مطتن های فلسفی٬ نوته های زیبا٬ نوشته های فلسفی
 

درد در سینه ات و تلاطم در روحت نشانه ی آن است که هنوز زنده ای، هنوز انسان، و هنوز گشاده در برابر زیبایی جهان. حتی اگر به فراخور این حال عملی انجام نداده باشی…!
 
دوره گردها | پل هاردینگ | مترجم: مجتبی ویسی
 
	کتاب دوست ماست٬ متن های آموزنده کتاب ها٬ متن های جالب کتاب ها٬ متن های زیبا٬ مطتن های فلسفی٬ نوته های زیبا٬ نوشته های فلسفی
 

خورشید جان, امان از این بی تو گذشتن‌ها؛ وقتی از شما دورم, برف‌های درونم آغاز می‌شود. کاش می‌دانستید درباره‌تان چه فکر می‌کنم. من برای دیدن شما همهٔ درها را زده‌ام. عاشقی خوب است؛ زندگی حلال کسانی که عاشق‌اند. من خجالتی‌ام و هنوز نمی‌دانم اسمتان را چگونه تلفظ کنم. ای کاش عشق, خود لب و دهان داشت.
 
اجازه می‌فرمایید گاهی خواب شما را ببینم؟ | محمد صالح علاء
 
	کتاب دوست ماست٬ متن های آموزنده کتاب ها٬ متن های جالب کتاب ها٬ متن های زیبا٬ مطتن های فلسفی٬ نوته های زیبا٬ نوشته های فلسفی
 

من همیشه به اشخاصی که از دیدنشان ابدا خوشحال نمیشوم, مجبورم بگویم از دیدنتون خیلی خوشوقت شدم. با این حال اگر آدم بخواهد توی این دنیا جل و پلاسش را از آب در بیاورد, مجبور است که از این جور مزخرفات به مردم تحویل بدهد…!
 
ناتور دشت | جی دی سلینجر | مترجم: محمد نجفی
 
	کتاب دوست ماست٬ متن های آموزنده کتاب ها٬ متن های جالب کتاب ها٬ متن های زیبا٬ مطتن های فلسفی٬ نوته های زیبا٬ نوشته های فلسفی
 

در زندگی همیشه غمگین بودن از شاد بودن آسان تر است.
ولی من اصلا از آدم هایی خوشم نمی آید که آسان ترین راه را انتخاب می کنند. تو را به خدا شاد باش و برای آن که شاد شوی، هر کاری از دستت بر می آید، بکن…!
 
٣۵ کیلو امیدواری | آنا گاوالدا | مترجم: آتوسا صالحی
 
	کتاب دوست ماست٬ متن های آموزنده کتاب ها٬ متن های جالب کتاب ها٬ متن های زیبا٬ مطتن های فلسفی٬ نوته های زیبا٬ نوشته های فلسفی
 

مرد گفت: بی تو مثل چشمه ای بی آبم. مثل پرنده ای هستم که نمی تواند آواز بخواند. همین طور مثل آهویی هستم که در تیررس شکارچی ست.
 
زن از ادبیات چیزی نمی دانست. دلش به حال مرد سوخت. کمی فکر کرد و گفت: همه چیز درست می شود! من یک روان پزشک خوب می شناسم…!
 
بخشکی شانس! | مینی مال های رسول یونان
 
	کتاب دوست ماست٬ متن های آموزنده کتاب ها٬ متن های جالب کتاب ها٬ متن های زیبا٬ مطتن های فلسفی٬ نوته های زیبا٬ نوشته های فلسفی
 

بیشتر مردم به ترس‌ها و حماقت‌های‌شان زنجیر شده‌اند و جرئت ندارند بی‌طرفانه قضاوت کنند که مشکل زندگی‌شان چیست. بیشتر آدم‌ها همین‌طور زندگی‌شان را بی‌هیچ رضایتی ادامه می‌دهند بدون آن‌که تلاش کنند تا بفهمند سرچشمه‌ی نارضایتی‌شان کجاست یا بخواهند تغییری در زندگی‌شان ایجاد کنند سرآخر می‌میرند…!
 
برادران سیسترز | پاتریک دوویت | مترجم: پیمان خاکسار
 
	کتاب دوست ماست٬ متن های آموزنده کتاب ها٬ متن های جالب کتاب ها٬ متن های زیبا٬ مطتن های فلسفی٬ نوته های زیبا٬ نوشته های فلسفی
 

هیچ چی احمقانه تر از این نیست که آدم بخواهد توی تلفن به یک نفر بگوید دوستت دارم و طرف بگوید: چی گفتی؟ صدا نمی یاد…
 
ثریا در اغما | اسماعیل فصیح
 
	کتاب دوست ماست٬ متن های آموزنده کتاب ها٬ متن های جالب کتاب ها٬ متن های زیبا٬ مطتن های فلسفی٬ نوته های زیبا٬ نوشته های فلسفی
 

در زندگى کسانى هستند که مثل کتاب ها حرف مى زنند، این افراد تصور مى کنند براى این که دیگران به حرف هایشان گوش دهند باید لحنى جدى به کار ببرند. با صدایى وحى مانند حرف بزنند. از این آدم ها باید دورى کرد. بیشتر از یک دقیقه نمیتوان مؤدبانه به حرف هایشان گوش داد… حتی وقتى از حقیقت حرف مى زنند حقیقت را با آنچه مى گویند مى کشند.
ولى شگفت آور ترین شگفتی ها برخورد این جا و آنجا با آدم هایى است که بلدند
مثل کتابها ساکت بمانند. آدم از نشست و برخاست با این افراد خسته نمى شود. چنان خودمانى اند که انگار آدم با خودش تنهاست: رها، آرام و دستخوش سکوتى که حقیقت همه چیز است.
 
ایزابل بروژ | کریستین بوبن | مترجم: مهوش قویمی
 
	کتاب دوست ماست٬ متن های آموزنده کتاب ها٬ متن های جالب کتاب ها٬ متن های زیبا٬ مطتن های فلسفی٬ نوته های زیبا٬ نوشته های فلسفی
 
loading...

✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان: