سه خاطره بامزه از چرچیل

مجله مراحم
خاطره اول: 

روزی چرچیل در مجلس عوام سخنرانی داشت. یک تاکسی کرایه میکند وقتی به محل می رسند، به راننده میگوید اینجا منتظر باش تا من برگردم.
راننده میگوید نمیشود، چون میخواهم بروم خانه و سخنرانی چرچیل را گوش کنم. چرچیل از این حرف خوشش می اید وبه راننده ۱۰ دلارمیدهد.
راننده میگوید: گور پدر چرچیل، هر وقت خواستید برگردید!
خاطره دوم: 
یک روز چرچیل از یک کوچه باریکی که فقط امکان عبور یک نفر را داشته رد می شد که از روبرو یکی از رقبای سیاسی زخم خورده اش را در روبه روی خود میبیند. بعد از اینکه کمی چشمان یکدیگر نگاه می کنند… رقیب به چرچیل میگوید من هیچوقت خودم را کج نمی کنم تا یک آدم احمق از کنار من عبور کند. چرچیل در حالیکه خودش را کج می کرد گفت: ولی من این کار را در برابر یک ادم احمق انجام میدهم
خاطره سوم:
نانسى آستور – (اولین زنى که در تاریخ انگلستان به مجلس عوام بریتانیاى کبیر راه یافته و این موفقیت را در پى سختکوشى و جسارتهایش بدست آورده بود.
روزى از فرط عصبانیت به وینستون چرچیل رو کرد و گفت: من اگر همسر شما بودم توى قهوه‌تان زهر مى‌ریختم. چرچیل (با خونسردى تمام و نگاهى تحقیر آمیز):
من هم اگـر شوهر شما بودم مى‌خوردمش

✅ لینک این صفحه برای ارسال به دوستان: